آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

دوشنبه26خرداد93(سفر به شمال)

1393/3/26 9:52
نویسنده : مامان نسرین
457 بازدید
اشتراک گذاری

                                             - پیکسل گل های انیمیشن 

سلام و درود فراوان به همه دوستان...

القصه آخر هفته پیش بنده به همراه همسر و دخترجانمان رفته بودیم ولایت. نزد مادر و پدرمان و البته عروسی پسر عم بنده نیز بود. گفتیم هم دیداری با خانواده تازه شود و هم با فامیل و هم با وزین شدنمان دیگر امکان سفر به دیار وطن تا اطلاع ثانوی مقدور نیست. بنابراین به سمت ولایت راه افتادیم. و صد البته هوا بسیار عالی بود بخصوص در روز چهارشنبه. شب چهارشنبه مراسم حنابندان بود و شب جمعه عروسی. خوب بود و خوش گذشت. و جای همه تان در وسط مجلس خالی.

5شنبه صبح هم دخترمان رو بردیم ساحل که کمی بازی بفرمایند. بسیار بهشان خوش گذشت اما بعد آن خودمان از پا افتادیم. همین مشکلات پیش پا افتاده دوران بارداری که خودتان مستحضرید و مادرمان هی ما رو سرزنش فرمودند با این حال دریا رفتن چه بود و خودت نمی رفتی و از این حرفای مادرانه. خلاصه... روز جمعه ای هم برگشتیم البته یک سیلابی در راه برگشت در آمل راه افتاده بود و ما نتونستیم حتی اندکی جهت خرید توقف بفرماییم. آویسا خانوم هم دستشان درد نکنه کل راه در خواب ناز بودند. و بنده هم تا خود تهران با اوضاعی متلاطم دست به گریبان بودم.

اصلاً دلم نمی خواست برگردم ولی چه کنم...

امروز با اجازه تون مثلاً مرخصی استعلاجی داشتم ولی دخترکمان یک بلایی در عصر دیروز در خانه بر سرمان آوردند که ترجیح دادیم در اداره در خدمت خلق باشم. باورتان بشود ساعت 6صبح بلند شدند و ما رو بیدار کردند که چی:مامان صبح شده و من گفتم اگه قراره از ساعت 6صبح تا 9شب که همسر گرامی تشریف بیاورند بلاهای دیروز سرم بیاید ترجیح دادم مثل بچه های خوب بیام اداره.

اینجا شب حنابندان و البته آخر شب که برگشتیم  و دخترمان  همی غش کردند از خواب

و اینم عکس های کنار دریا دخترم ...

                                                                          

 

پسندها (2)

نظرات (8)

مامان مریم
26 خرداد 93 10:17
ای وزین ای عزیز... من که تا روز آخر تو جاده ام. خودمو میشناسم
مامان نسرین
پاسخ
ای خواهر!خیلی اذیت شدم. انشاالله که برای شما اینطوری نباشه.خوش باشی گلم
مامانی
26 خرداد 93 10:19
سلام انشااله همیشه در سفرهای خوب باشید و خوش اینطور که متوجه شدم یعنی شما هم یه نی نی کوچولو مثل ما تو راه دارید . اگه دارید مبارکه
مامان نسرین
پاسخ
ممنون عزیزم.بله.ممنون برای شما هم مبارک باشه دوست من
مامان محیایی
26 خرداد 93 10:36
مامان اویساجون واقعا وبلاگ خوب و قشنگی داری من بیشتر از لحن صحبتهاتون خوشم میاد مرسی از عکسهای خوب و مطالب به یاد موندنیت
مامان نسرین
پاسخ
ممنون عزیزم.لطف دارید. ما شما رو لینک کردیم شما هم دوست داشتید به ما سر بزنید
مامان احسان
27 خرداد 93 8:24
مامان صدف
27 خرداد 93 9:08
نسرین بازم بهم توصیه میکنی دومی رو بیارم؟ آویسا گلی رو موش بخوره. فندق شیک
مامان نسرین
پاسخ
بله خواهر.دومی که هیچ سومی هم گزینه خوبی ست ای شمالی تو میتونی ممنون خاله جون
ﻓَﺮے ﻣﺂ
27 خرداد 93 11:09
به به جمع تازه مادران دوباره در نی نی وبلاگ جمعه همیشه به گردش عزیزم : )
مامان نسرین
پاسخ
ممنون عزیزم.ولی گلمون کمه ها
مامان آراد
31 خرداد 93 8:31
خاله قربون اون ژست گرفتن و خندیدنت بشم نسرین جان خدا بهت صبر و تحمل بده امیدوارم بهت سخت نگذره و زود زود این چند ماه مونده تموم بشه و خلاص
مامان نسرین
پاسخ
خدا نکنه خاله جون.ممنو گلم با دعای شما
مامانی آویسا
5 تیر 93 13:05
دختر شیرینی دارید خدا حفظش کنه
مامان نسرین
پاسخ
مرسی گلم